در حیات خلوت پاییز
تلسکوپ پرتوهای ایکس چاندار برای اولین بار موفق شد از یک ستاره نوترونی نوزاد با اتمسفر کربنی تصویربرداری کند. این رصد را ستاره شناسان دانشگاه ساوتمپتون در انگلیس و دانشگاه آلبرتا در کانادا با کمک تلسکوپ پرتوهای ایکس چاندرا متعلق به ناسا انجام دادند. اعتياد به كامپيوتر بدون شرح! به اين ميگن وصيت نامه ياد بگير!!!!!! OK است روش جديد براي از بين بردن همسر خود! (بر گرفته از سایت تابناک) معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم می کند دارای رفتارهای عجیبی است ، مثلا گفته می شود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود. بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد. بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمی کند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می برد . (بر گرفته از سایت تابناک) سیب های معروف جهان 2-طبق داستان های فولکلور سوئیسی ((ویلیا م تل)) با شجاعت سیبی را روی سر پسرش قرار داده و برای مردم سرزمین خود آزادی می آورد. 3-در باور های مردم ایرلند هست که اگر سیبی از شاخه کنده شده و به روی شانه ی خانم جوانی بیفتد او به زودی ازدواج خواهد کرد. 4-مردم آلمان ,سیب را برای سلامتی هر روز می بو یند. 5-می گویند اگر پوست سیب را روی پوست خود بمالید,فرزندتان دارای پوستی لطیف خواهد شد. 6-در واقع نیوتن با مشاهده ی سیبی که روی سرش سقوط کرد,نیروی جاذبه زمین را کشف کرد. 7-در داستانهای اروپایی, کاراکتری به نام سفید برفی وجود دارد که با سیب سمی که نا مادریش به او داد , به خواب مرگ رفت. 8- سیب تو خالی در بعضی جا ها به عنوان نماد هالووین و در کنار کدوی تو خالی استفاده می شود. 9-در آمریکا,دانمارک و سوئد,برای تشکر از یک معلم به او یک سیب هدیه می دهند, چون در قرن 16 و 18 به علت فقر مالی خانواده ها,به معلمین میوه و به خصوص سیب به جای دستمزد می دادند. 10-در یونان باستان اگر یک مرد ,سیبی را به سمت زنی پرتاب می کرد در واقع با این روش از او خواستگاری می کرد و اگر زن سیب را بر می داشت یعنی پیشنهاد او را پذیرفته بود. پاریس..... پاریس آفریقا(( آبیجان)) در داکار سنگال است. پاریس عربستان ((جده)) در عربستان سعودی است. پاریس کاراییب((هاوانا)) در کوبا است. پاریس شرق (( بوداپست)) در ریگای شانگهای است. پاریس ایران ((شیراز)) در ایران است. پاریس جاوا((باندونگ))در اندونزی است. پاریس آمریکای شمالی (( مونترال)) در کانادا است. پاریس آمریکا((بوینوس آیرس))در آرژانتین است. پاریس خاورمیانه((بیروت))در لبنان است. پاریس نوردیک ((کارجا))در فنلاند است. پاریس اقیانوس آرام((سیتکا )) در آلاسکا است. پاریس نیل((کایرو))در مصر است. امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد. دکتر تئودور استودارد. ( این داستان را دوست عزیزی به نام نقی زاده برایم کامنت گذاشته و به من معلم هم خیلی اظهار محبت نموده است ضمن تشکر مجدد از ایشان..امیدوار که همیشه موفق باشد.) روز شنبه یک موجود عجیب و غریب در پاناما پیدا شد که حرفهای زیادی درباره آن گفته میشود. آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
به گزارش خبرگزاری مهر، این اولین بار است که یک ستاره نوترونی نوزاد در قلب بسیار حجیم ستاره ای که تنها 330 سال قبل منفجر شده است رصد می شود.
این دانشمندان برای اولین بار قلب ابرنواختر "ذات الکرسی" را شناسایی کردند. ابرنواختر "ذات الکرسی" توسط گروهی از دانشمندان انگلیسی در سال 1680 کشف شد.
ستارگان نوترونی در حقیقت قلب فوق حجیم ستارگان بسیار عظیمی هستند که فضای خارجی آنها به دلیل انفجار بزرگی که به زندگی آنها پایان بخشیده از هم متلاشی شده است.
براساس گزارش نیچر، سن بسیار جوان این ستاره نوترونی که به تازگی شناسایی شده است از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است.
به گفته این ستاره شناسان، این تصاویر جدید برای رد تئوریهای فعلی درباره تکامل گرمایی ستارگان نوترونی بسیار مهم است.
در حقیقت ابرنواختر "ذات الکرسی A" یکی از جوانترین ابرنواختران کهکشان راه شیری است. این ابرنواختر در فاصله 11 هزار سال نوری از زمین واقع شده است و در سال 1999 با شناسایی یک چشمه پرتوهای ایکس در مرکز آن کشف شد.
اکنون نتایج این تحقیقات جدید نشان می دهد که این ستاره نوترونی 330 ساله در قلب این ابرنواختر ابعاد نرمالی دارد اما میدان مغناطیسی آن کمتر از سایر ستارگان نوترونی است.
همچنین اتمسفر این ستاره از کربن تشکیل شده است که به نظر می رسد این اتمسفر کربنی به دلیل سن بسیار جوان این ستاره نوترونی است به طوری که این ستاره هنوز برای تجمع هلیم و هیدورژن در اتمسفر خود به اندازه کافی سرد نشده است.

در بازارهاي چين همه چيز را مي فروشند به ويژه در بازارهاي مواد غذايي كه مردم اين كشور همه چيز را مي خورند. چيني ها عقيده دارند هر موجودي كه روي زمين يا زير زمين حركت كرده، روي هوا پريده و در آب شنا مي كند، قابل خوردن است. روي بساط اين فروشنده ماهي و موجودات دريايي، دو كركوديل كه در آرواره هايشان نارنج نيز گذاشته شده تا اشتهاي مشتريان تحريك شود براي فروش عرضه شده اند.
يك پسربچه روي تصوير عظيم موناليزا به مساحت 240 متر مربع كه بر كف يك مركز خريد در شهر وكسهام ولز نقاشي شده است ، شادمانه مي دود. 
تصوير ديدني دو نفر در حال سقوط آزاد از فراز برج مينارا (مناره) شهر كوالالامپور مالزي به ارتفاع 421 متر. در جريان رقابت هاي بين المللي سقوط آزاد در جريان 24 ساعت هر ساعت 24 نفر از اين برج به پايين مي پرند. 
اين صحنه متعلق به يك فيلم تاريخي نيست بلكه پراتيبها پاتيل ، رئيس جمهور هند كه به بريتانيا سفر كرده با كالسكه سلطنتي و گارد همراه عازم كاخ ويندسور است تا ناهار را با اليزابت دوم ملكه بريتانيا صرف كند. 
رودخانه لي در استان گوانشي مملو از ماهي بوده و نياز مردم به ماهي را تامين مي كند اما ماهيگيران رودخانه لي براي ماهيگيري نه از تور و نه از قلاب استفاده مي كنند بلكه نوعي مرغ ماهي خوار به جاي آنها وظيفه ماهي گيري را به عهده دارد. ماهيگيران براي اينكه مبادا اين مرغ ماهي خوار ماهي صيد شده را قورت بدهد حلقه اي به گلوي ماهي بسته اند كه مانع از اين مي شود كه پرنده بخت برگشته حاصل دسترنج خود را بخورد. 
يك هواپيماي هركولس سي 130 نيروي هوايي كره جنوبي بر فراز آسمان سئول نمايش هوايي مي دهد. 
تصوير يك ماده خرس قطبي به همراه دو توله اش در نزديكي شهر چرچيل در شمال شرق كانادا. 
لونا بچه گوريل يك ساله در پارك وحش پورت ليمپني بريتانيا سفت و سخت پاي مادرش را چسبيده و براي لحظه اي هم رها نمي كند. 
منظره هوايي هزاران نفر كه براي برگزاري يك پيك نيك جمعي عظيم روي پل مشهور هاربور بريج بندر سيدني بساط پيك نيك را پهن كرده اند. 
منظره هوايي فوران آتشفشان مونسرا در مجمع الجزاير آنتيل كوچك. در سال 1995 آتشفشان مونسرا كه گمان مي رفت يك آتشفشان خاموش باشد ناگهان از خواب بيدار شد و بندر پليموت ، پايتخت اين مجمع الجزاير كوچك را زير مواد مذاب دفن كرد البته خوشبختانه قبل از وقوع اين حادثه جمعيت شهر تخليه شده بود. اكنون بار ديگر آتشفشان مونسرا فعاليتش را از سر گرفته است.

چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند.
آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر می باشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کاروان چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد.
کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمی پوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.



ادامه مطلب

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".
معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.
معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.
معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.
خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد.
خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.
پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.
يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.
شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام.
چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.
چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود:
.
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.
خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.
بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !
همين امروز گرمابخش قلب يک نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد
و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت...
در سال گذشته نیز یک موجود عجیب و غریب در ساحل دریا در نیویورک پیدا شد که دانشمندان تاکنون نتوانستهاند اصلیت و خاستگاه آن را شناسایی کنند.
بدن این موجود مو ندارد و به نظر میرسد پوست و سیمای بدنش، مانند کائوچو است. این موجود هیولای پاناما لقب گرفته است. گروهی از مقامات مسئول این موجود را با موجود عجیبی که قبلاً در نیویورک پیدا شده و به آن هیولای مانتوک لقب داده شده، مقایسه میکنند.
هیولای مانتوک نیز توسط امواج به ساحل دریا در نیویورک آورده شد. این موجود نیز دندانهای تیز و پوست عجیب و غریبی مانند کائوچو دارد.
گزارشهای صادره از پاناما نشان میدهد گروهی از جوانان این موجود عجیب و غریب را که چهار دست و پا از یکی از غارهای شهر سرو آزول، در شمال شهر پاناما خارج میشده، دیدهاند. زمانی که این موجود به طرف جوانان آمده، برخی از آنان دچار ترس و وحشت شدهاند و با عصا ضربهای به او زدند که باعث مرگش شده است. آنها این موجود را به داخل برکه آب انداخته و محل را ترک کردند.
این افراد پس از مدتی دوباره به محل آمده و از این موجود عکس گرفتند که در پایگاه اینترنتی تلویزیون پاناما قرار داده شده است. عکسهای منتشره از هیولای پاناما سؤالاتی را در ذهن خوانندگان برانگیخته و یکی از آنان حدس میزند که این موجود از سیاره دیگری آمده باشد.
یکی از عکسهایی که از هیولای پاناما گرفته شده، نشان میدهد که این موجود دست و پا و بدن انسان را دارد و عکس دوم نیز چشم، بینی، دهان و زبان او را به وضوح نشان داده است.(بر گرفته از سایت تابناک)
حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .
فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد .
حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
شهریار این شعر را خواند :
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا
بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»
ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا
آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟
گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند .
گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .
چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.
از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .
شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است. (بر گرفته از سایت تابناک)
۱-پطر کبیر در سال 1682 میلادی در سن 10 سالگی در روسیه به سلطنت رسید.
۲-شرکتهای بیمه در کانادا سالانه یک میلیارد دلار خسارت سرقت خودرو می دهند.
۳-زرافه ها تار های صوتی ندارند.
۴-مگسها پنج چشم دارند.
۵-حلزونها دارای چهار بینی هستند.
۶-مترو 95%مصرف سوخت را کاهش میدهد.
۷-گوجه فرنگی تسکین دهنده درد مفاصل است.
۸-سیستم ضد درد در مردان قوی تر از زنان عمل می کند.
۹-خوردن یک قاشق کنجد موجب تامین 14%از نیاز کلسیم در زنان می شود.
۱۰-در سئول کره جنوبی خیابان بزرگی به نام تهران قرار دارد.
۱۱-معمولا نوزادان سالم در طول شب دو بار از خواب بیدار می شوند.
۱۲-دلفین های صورتی رنگ در دریاچه ای در لوییزیانای آمریکا زندگی می کنند.
۱۳-نوشیدن آب سرد با غذا موجب بروز بیماری های قلبی می شود.
۱۴-مصرف شکر به مقدار زیاد باعث پیری زودرس می شود.
۱۵-شستشوی چشم با چای موجب خراش و عفونت های چشم می شود.
۱۶-گوشی های آینده موبایل با آفتاب شارژ می شود.
۱۷-فیلم های کارتونی کودکان را از واقعیت دور می کند.
۱۸-افراد نا آرام و عصبی نباید شیرینی بخورند.
۱۹-آخرین بازمانده کشتی تایتانیک یک بانوی 97ساله است.
۲۰-دزدان دریایی پولهای خود را در دوبی سرمایه گذاری می کنند.
۲۱-باراک اوباما سال گذشته هفت میلیون دلار کسب درآمد کرده است.
| :قالبساز: :بهاربیست: |












